على محمدى خراسانى

400

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

است فى الجمله ، « 1 » بلا شبهة « 2 » ولى پيش از هر توضيحى و نقض و ابرامى بجاست امورى را تقديم كنيم . « 3 » امر اوّل : مقصود از وجه : يكى از امورى كه از باب مقدمه ذكر مىشود ، راجع به كلمه « على وجهه » است . مراد از اين كلمه چيست ؟ چهار احتمال در اين رابطه وجود دارد : 1 . مختار آخوند : مختار آخوند اين است كه مأمور به را بر وجه آن بياوريم يعنى به كيفيّت و نحوه‌اى بياوريم كه عقلًا و شرعاً بايسته است آن‌گونه اتيان شود ؛ يعنى مأمور به را با كليهء اجزاء و شرايط معتبر در آن بجا آوريم ؛ چه آنها كه شرعاً معتبرند - مثل ركوع و سجود و طهارت و استقبال و . . . در نماز - و چه آنها كه به حكم عقل معتبرند - مثل قصد قربت به معناى قصد امتثال امر - و نبايد هيچ نقص و كمبودى داشته باشد . پس بحث در اين است كه آيا امتثال امر و انجام مأمور به با جميع جهات و خصوصيّات مزبور مجزى است يا نه ؟ اين معنا خالى از هر اشكالى است . 2 . احتمال دوّم اين‌كه مراد از « على وجهه » خصوص كيفيّت و جهت معتبرِ شرعى باشد ؛ يعنى مأمور به را با تمام اجزاء و شروط معتبر شرعى بياوريم . « 4 » آيا چنين اتيانى كافى است يا نه ؟ طبق فرمايش مرحوم آخوند اين احتمال دو اشكال دارد : الف ) بنا بر اين احتمال به نظر مىرسد قيد على وجهه در عنوان مسأله توضيحى و بيانى باشد ؛ يعنى صرفاً براى توضيح و تبيين كلمهء قبلى ( الايتان بالمأمور به ) آمده و چيز اضافه نياورده است . به اين صورت كه خود اتيان به مأمور به يعنى انجام آنچه به آن امر شده‌ايم و ترديدى نيست كه در مجموعهء داراى اجزاء و شرايط شرعى ، مأمور به غير از همين اجزاء و شروط نيست . پس لفظ اتيان به مأمور به يعنى اتيان به آنچه شرعاً معتبر است ، بر همان نحوى كه شرعاً معتبر است ، و نيازى به لفظ ديگر نيست ، پس اگر قيد على وجهه هم به معناى مزبور باشد صددرصد تأكيد و توضيح خواهد بود نه احترازى و مبيّن مطلب زايد ؛ در حالى كه توضيحى بودن ، خلاف اصل است و اصل در قيود احترازيّت است ، به‌ويژه قيدهايى كه در عنوان مسأله ذكر مىشوند . ب ) احتمال مزبور مستلزم خروج واجبات تعبدّى از محل بحث است ، زيرا در عبادات ، بر فرض كه همهء اجزاء و شروط شرعى را بياوريم ولى تا قصد قربت نباشد اجماعاً ذات عمل كافى نيست ، حتّى دو نفر هم در اين اختلاف ندارند . قصد قربت هم برمسلك ما در باب تعبّدى و توصّلى ،

--> ( 1 ) . با قطع نظر از اين‌كه اتيان مزبور فقط از امر خودش مجزى است و كفايت مىكند و يا از امر ديگر هم كفايت مىكند . مثل امراضطرارى نسبت به امر اختيارى ، امر ظاهرى نسبت به امر واقعى . توضيح بيشتر خواهد آمد . ( 2 ) . يعنى در اقتضاى اجزاء فى الجمله ترديدى نيست ، زيرا اگر انجام عمل از هيچ امرى مجزى نباشد ، لغو و بيهوده خواهد بود و احَدى بدان ملتزم نيست . ( 3 ) . در مجموع چهار امر وجود دارد كه عمدتاً بيان واژه‌هاى به‌كار رفته در عنوان مسأله است ، نظير كلمهء « على وجهه » ، كلمه اقتضاء و لفظ اجزاء . ( 4 ) . كارى به جهات عقلى ندارد .